|
|
مدیتیشن >> مدیتیشن و عرفان عالم عرفان بعد از شناخت راه و روش حرکت یا عرفان نظری، بیشتر در مسیر سیر و سلوک و خداجویی و خدابینی سالک یا عرفان عملی مطرح شده و اهمیت دارد. عرفانهای زیادی در گوشه کنار دنیا به همراه عرفانهای کاذب شکل گرفته که یکی از روشهای ناب آنها عرفان اسلامی میباشد. در مسیر سیروسلوک واقعی سوای شیوه های حرکت و اختلافات ظاهری، هدف سالک معشوق و معبود بوده و رسیدن به او یا بهتر بگویم یکی شدن با اوست. موانعی که سالک یا خداجو در سیروسلوک خود بین روح خود و روح طبیعت میبیند نفس سرکش و ذهن سردرگم خود میباشد. تعاریف زیادی از چند و چون نفس شده ولی اکثریت حس و تجربه ای درست از آن ندارند، فقط وقتی به خودشناسی میرسیم این خود یا نفس و کم و کیف آن را کشف میکنیم. نفس ما خود ما هستیم، منیت، خواسته ها و خودخواهی های ماست. نفس و ذهنمان در یک مجموعه قرار میگیرند، به عبارتی نفس محصول اختلاط خود ذهنی و غرائز فیزیکی ما به خصوص غریزه جنسی میباشد. مشکل از آنجا شروع میشود که ذهن و نفس هم به شکلی لازمند و به شکلی هم مانع! نفس فاسد که در فرهنگ ما بنام نفس اماره شناخته میشود بخش جدا و قابل تمایزی از کلیت نفس یا وجود نیست که مثلاً بریده و پاکسازی شود، بلکه تمامی حالتهای منفی یا مثبت ذهن و نفسمان ماهیتی تلفیقی دارند نه تفکیکی، مثلاً وقتی جامدی در آب باشد جداشدنی هستند اما وقتی مایعی در آب حل میشود مخصوصاً موقعی که مایع، ماهیت آب را خراب کند جدا شدنی نیستند جز اینکه کل آب رد شود، ولی نمیتوان وجودی را که با نفسمان تسخیر شده انکار کرد، پس کار سالک بسیار سخت است. باید از خود نفسانی به خود روحانی رسید و در آن حل شد. اولین مرحله از سیروسلوک و بیداری روحی، شناخت خود و محدودیتها و ضعفها و چسبندگی های آن میباشد. خود ما جنس نفسانی داشته و خود واقعی مان را گم کرده ایم پس چطور میتوان به کشف خدا رسید، در اینجا دو طیف نا همجنس نمیتوانند ملاقات کنند، برای رسیدن به او باید خود را خالص کرد و این با خودشناسی یا نفس شناسی شروع میشود. در مراحل تغییر و تزکیه نفس ابتدا بدن و غرائز ما به خصوص جنسی از تداخل و پرس ذهنی رها میشود، کم کم به تناسب رشد روحی و افزایش بُرد بیداری درون، نفسمان ذوب شده و محدود به غریزه حیوانی سالم و ذهن کنترل شده خواهد بود، این وضعیت به طور نسبی نفس پاک و حالت کاربردی آن میباشد، کاربردی از نظر ابزار حرکتی و اوج گیری روح تا مرز بیخودی و وحدت با روح طبیعت که در مرتبه کمال، نفس پاک نیز مانع است چون رگه هایی از خود زمینی در فرد مانده، اینجاست که صوفی و مردراه از مرز خود و بقا عبور کرده و در فنا connection یا وصل اتفاق میافتد، تا زمانی که عمر صوفی به این دنیا باقی است، این پرواز روح و حرکت از بقا به فنا و بالعکس ادامه پیدا میکند. کودک با نفس محدود به غریزه سالم یا نفس پاک به دور از هر خودخواهی و منیت به دنیا میآید، به اصطلاح کودک معصوم میباشد. اگر فرد این معصومیت خود را از کودکی تا سنین رشد و بعد از آن حفظ کند، یک انسان خداگونه را خواهیم دید! ولی با فراروی ذهن، حالتهای روحانی در سنین رشد کم کم بلوکه میشود، از طرفی ذهن جهشی با خاصیت فیلتراسیون خود شروع به تغییر و فیلتر کردن حواس پنجگانه کودک میکند. از دید متافیزیک واقعیتها را آنطور که هست نمیبینیم بلکه آنطور که ذهن ما به طور خودکار تفسیر کرده و به ما نشان میدهد میبینیم، به تعبیری واقعیتها از کانالهای ذهن تخریبی فیلتر شده و یا در نهایت بخشی از واقعیت را حس میکنیم. همچنین حس ششم کودک یعنی کانال ارتباطهای روحی فرد رفته رفته مسدود میشود. یک سالک باید از تمام حواس فیزیکی و حس درونی خود به طور سالم و کامل استفاده کرده تا با تمام وجود به دل طبیعت و پدیده ها نفوذ نماید و لحظه ها و نشانه ها را شکار کرده و پیام هستی را درک کند و از طرفی با تزکیه نفس و شکستن حصار نفسانی و گذر از آن به منبع الهی وصل شود. بنابراین با توجه به استراتژی مدیتیشن که در بخشهای قبل توضیح داده شد نه تنها اهمیت مدیتیشن برای عرفان و سالک معلوم میشود بلکه روند مراقبه و مکاشفه برای خود طریقتی کامل میباشد. تمرینات مدیتیشن که در شروع با ذهن و خود نفسانی فرد سروکار دارد، در ابتدا با بلوکه شکنی و قفل شکنی ذهن، بدن را از پرس ذهنی آزاد کرده و غرائز شروع به تزکیه و برگشت به حالت نرمال خود میکنند بعد با فیلتر شکنی و ساختارشکنی ذهن، حواس فیزیکی را تصفیه کرده، تیز و کارآمدتر میکند و حواس به یک هارمونی و وحدت با هم میرسند که عامل این یگانگی حس درونی یا ششم فرد میباشد که با جهشهای روحی در طول مدیتیشن، حس درون رشد کرده و با حواس فیزیکی همسو میشود، به خصوص چشم و بینایی نافذ شده و کیفیت و میدان دید فرد تا باز شدن چشم دل یا درون، به اصطلاح چشم سوم تغییر میکند. با این حساب مدیتیشن سالک را از قید و بند نفس و عوارض آن مثل شهوت، کینه، دروغ و... رها کرده و آن را تزکیه میکند که این نفس یا خود سالم، ابزاری است که به تبع خود روحی فرد عمل خواهد کرد، به موازات ذوب شدن نفس، نیروی روحی عشق که موتور حرکت سالک میباشد وجود سالک را غنی میکند، اینجاست که سالک نیمی از سفر را پیموده، عشق الهی قدرت تسلیم و ایمان را به همراه دارد. با ادامه ریاضتها و تمرینات منظم مدیتیشن و جوششهای درون، مراقبه ها به مکاشفه ها هدایت شده و سالک را به مقصود میرساند. البته تا مراحلی حضور استاد آگاه و پیر طریقت الزامی است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خانه مدیتیتور: مدیتیشن RM، مدیتیشن تراپی، مراقبه، مکاشفه، متافیزیک، نیروی کیهانی، ارتباط با خداcopyright © 2012 MeditatorHouse powered by Mahdi Farmani
|
|