|
|
کاربردهای مدیتیشن >> ترک اعتیاد این بخش میتواند زیر مجموعه مدیتیشن درمانی باشد ولی به دلیل حساسیت موضوع و اینکه امروزه اعتیاد مشکلی حیاتی برای خانواده ها و جوامع شده، آن را در بخش جدایی بررسی میکنیم. تا کسی اعتیاد را مزه نکرده یا این سندرم را درک نکرده هرگز معتاد را نخواهد فهمید. اعتیاد هم مثل بقیه بیماریهای روان تنی است ولی به دلیل اینکه عادتِ شدید ذهنی با ورود مواد سمی به بدن همراه میشود، علایم روانی و بدنی آن در طول زمان برجسته تر میشود. از طرفی اعتیاد وجهه زشتی در جوامع به خصوص در کشور ما پیدا کرده و همین دیدگاه منفی جامعه به معتاد و طرد او میتواند باعث شود بیمار در این وضعیت تنها مانده و اعتیادش تشدید شود و از طرفی غیر مستقیم به ماندگاری اعتیاد در جامعه دامن زده شود. هیچ معتادی قلباً راضی به این عمل نیست هر چند برای شروع کوتاهی داشته ولی بیشتر قربانی وضعیت شدید ذهنی و بلوکه شدن انرژی روحی یا سقوط معنویت در جامعه و شرایط محیطی خود شده، اگر مردم بدانند معتاد در چه باتلاقی فرو رفته نه تنها به چشم تحقیر به معتاد نگاه نمیکنند بلکه دلسوزانه برای بیرون کشیدن یک انسان و همنوع از این باتلاق تلاش خواهند کرد چرا که همین انسانهای معمولی نیز با توجه به شرایط موجود هر لحظه ممکن است در دام اَفیون اعتیاد بیفتند. از NGOها و جنبشهای مردمی فعال در این زمینه میتوان انجمن معتادان گمنام یا NA را نام برد که در حد خود موفق بوده و قابل تقدیرمیباشد. نجات یک معتاد نجات یک زندگی و به تبع آن زندگی های بعدی است. یکی از معجزات مدیتیشن از جمله سبک RM در درمان انواع اعتیادها و به خصوص اعتیاد به مواد مخدر میباشد. اعتیاد فرایندی ذهنی - جسمی است که عامل آن فراروی ذهن از جایگاه خود میباشد، که این وضعیت شکل مخرب ذهنی است. در جریان شناسی اعتیاد، مشکل اول از آنجا شروع میشود که اساس کار ذهن عادتهای ذهنی میباشد. و مشکل دوم اینکه ذهن جهش یافته به نقطه اتکاء فرد تبدیل میشود، یعنی چون ابزارهای درونی و روحی خاموش یا ضعیف بوده یا درست هدایت نشده اند، ذهنیتها در نگاه فرد به واقعیتها و تصمیم گیریهای فردی تأثیر گذاشته و به طریقی فرد فقط از ابزارهای ذهنی و منطقهای خودساخته برای زندگی و حل مشکلات خود استفاده میکند یعنی با تکیه بر خودِ ذهنی جلو میرود. مشکل اول دلیل شروع انواع اعتیادهای مخرب میباشد، در یک نگاه عمیق و از دید متافیزیک اکثر انسانها با توجه به اینکه در چارچوبهای ذهنی زندگی میکنند به نحوی معتاد میباشند ولی وقتی این حالت چشمگیر و نگران کننده میشود که عادتی شکل منفی و مخرب به خود گرفته و زندگی فرد را فلج میکند. ذهنِ عادتی ریشه همه بدبختی ها و بیماریهای آدمی است، از دید متافیزیک عادت چه خوب چه بد هر دو مردود بوده و معادل خاموشی روح فرد است، ولی در بین مردم و جامعه عادتهای خوب تقدیر و عادتهای بد سرزنش میشود در حالی که همین عادت پروری در جامعه و خاصیت عادت سازی ذهن مقدمه شکل گیری و تقویت عادتهای منفی و مخرب از جمله عادت به مواد مخدر میشود. وقتی فرد برای بهبود خود و ترک اعتیاد اقدامی میکند مشکل دوم مطرح میشود، چون ریشه همه عادتها و گرفتاریها، خودِذهنی بیمار و داشتن حالت پُرکار و خودکار آن میباشد، وقتی کسی برای رهایی از پرس ذهنی حرکتی میکند ناخواسته با تکیه بر خودِذهنی عمل کرده و باز هم به طریقی ذهن در فعالیتی مخرب و نامناسب میباشد، با این تفاوت که ذهن در جریان عادتها ناخوداگاه عمل کرده و بعد از شناخت از آنها و در جریان موضع گیری های فرد آگاهانه عمل میکند، ولی در هر حال ذهن درگیر میباشد، یعنی عامل ریشه ای پابرجاست. بنابراین فرد به دنبال نجات خویش ناخواسته چرخه های ذهنی ساخته و درون آنها سرگردان میشود، ازاین رو معمولاً بهبود موقتی بوده یا رفته رفته وضعیت ذهنی تشدید شده و همین حالت فرد را بیشتر به سمت اعتیاد و تخلیه های مخرب ذهنی سوق میدهد. بیماری اعتیاد دو بخشی است: بخش اصلی، روانی است که شامل جهت گیریها و عادتهای تخریبی ذهن بوده و بخش دوم که با وجود بخش اول بیماری یا فشار ذهنی تشدید میشود، فیزیکی است که به تناسب پرس ذهنی و نوع مواد مصرفی و میزان استعمال شامل تضعیف اعصاب و اختلال در کارکرد اندامها میباشد. ادامه این روند ذهن و جسم را فلج کرده و معتاد را به مرز سقوط میکشاند. با این حساب برنامه درمانی باید شامل روشهای فراروانشناسی یا متافیزیک به عنوان درمان اصلی و درمان فیزیکی یا دارودرمانی باشد. متأسفانه امروزه مانند بقیه بیماریهای روان تنی رویکرد پزشکی به اعتیاد بیشتر دارویی بوده و تکنیکهای روانشناسی هم از جمله هیپنوتیزم درمانی کارساز نمیباشد. با تجربه و تحقیقات به جرأت میتوان گفت با توجه به پرس ذهنی در جامعه و با تکیه بر روشهای معمول درمانی، نجات معتاد به خصوص در اعتیادهای سنگین غیر ممکن یا خیلی سخت میباشد، در حالت خوش بینانه از هر ده نفر یک نفر به ترک کامل میرسد. درمان دارویی در صورت ادامه دار شدن عوارض داشته و خود این وابستگی دارویی میتواند اعتیادآور باشد، روشهای معمول درمانی به نوعی جایگزینی بوده و در بیشتر موارد درمان علامتی و موقتی را شاهد هستیم. به کمک دارو و تکنیکهای روانشناسی فرد موفق به ترک جسمانی شده و پاک میشود ولی ترک روانی که بُعد اصلی درمان اعتیاد میباشد اتفاق نمی افتد یا ناتمام میماند. به ظاهر فرد ترک کرده ولی ریشه های روانی عادت هنوز ماندگار بوده و چون عامل ذهنی پابرجاست، فرد به طور متناوب فشارهای روانی مثل استرس، افسردگی، بی قراری، خشم و... و ضعف اعصاب و بدن را خواهد داشت و به تناسب شدت عادتهای پنهان در لایه های ذهنی بعد از مدتی ذهن به طور دوره ای شروع به رونمایی عادتها میکند و با تکرار این دوره ها و به دلیل نبود توان روحی لازم، فرد کم کم به سمت اعتیاد برمیگردد. با اطمینان میتوانم بگویم در صورت تحمل و همکاری بیمار با روشهای متافیزیک و روحی مثل مدیتیشن، معنویت ، عشق و... بدون نیاز به دارو هم میتوان به ترک کامل رسید ولی چون معمولاً توان روحی و اراده معتاد ضعیف بوده و همچنین در اعتیادهای سنگین یا در سنین بالا بهتر است بنا به شرایط فرد، بیمار بستری شده یا تحت درمان دارویی قرار بگیرد یا در صورت لزوم مصرف مواد را نزولی ادامه دهد، بعد ازاینکه از دردهای فیزیکی تا حدودی خلاص شده یا به طور نسبی به ترک جسمانی رسید باید مصرف دارو یا مواد را قطع کرده تا گرفتار وابستگی دارویی نشده و روشهای درمانی روحی مثل مدیتیشن را زیر نظر استاد و به طور منظم دنبال کرده تا به ترک روانی رسیده و نجات پیدا کند. هرچند در طول دوره درمان دارویی و حتی در شرایط حاد بیماری هم میتوان روشهای درمان فراروانشناسی را به طور اختصاصی با جریان انرژی استادی توانا، روی معتاد کار کرد، به عبارتی فرایند درمان کیفیت انرژی درمانی یا شفا را پیدا میکند. همانطور که توضیح داده شد شگرد مدیتیشن برای ترک اعتیاد و نجات معتاد از یک سو در شروع تکانهای روحی و بالا رفتن توان انرژی درون و به تبع آن افزایش خودبیداری و شهامت فردی بوده و از طرفی همزمان ساختارشکنی و عادت شکنی های ذهنی و در نتیجه از بین رفتن قفلهای ذهنیِ اعتیاد و ترمیم جسم و روان فرد میباشد. با تکیه بر تجارب و مکاشفات خودم و بقیه اساتید، با اطمینان میتوانم بگویم به غیر از روشهای روحی هیچ دارو و درمانی معتاد را دایمی خلاص نمیکند و باور کنید وقتی معتاد از کانالهای روحی کمک میگیرد، یک توفیق اجباری شامل حالش میشود! به طوری که نه تنها از دام اعتیاد نجات پیدا میکند، ناخواسته از کششهای نفسانی و ذهنی هم رها شده و وارد مسیر پرورش روحی میشود، چون از دید متافیزیک وقتی ذهن به بن بست و اوج تخریب خود نزدیک میشود، دو حالت خواهیم داشت: یا فرد به سمت سقوط و نابودی کشیده میشود یا به کمک سیستمی روحی و استادی توانا و توکلی معنوی به ورای ذهن و بی ذهنی جهش کرده و وارد عالم درون شده و به بیداری روح نزدیک میشود، و این رستاخیز معنوی میتواند هدیه خداوند و طبیعت در قبال تحمل و ترک اعتیاد به معتاد باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خانه مدیتیتور: مدیتیشن RM، مدیتیشن تراپی، مراقبه، مکاشفه، متافیزیک، نیروی کیهانی، ارتباط با خداcopyright © 2012 MeditatorHouse powered by Mahdi Farmani
|
|